تبليغاتX
موسیقی کهن ایران
تنبک و تنبک نواز
سواران دشت امید
Bahman Rajabi
بهمن رجبی
تنبک با وجود سابقه حضور طولانيش در عرصه موسيقی ايران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسيقی ايران که با حرکتهای وزيری شروع شد، به کمک حسين تهرانی به طور جدی صاحب جايگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسين دهلوي، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظريف به انتشار رسيد) اين ساز به سرعت رواج يافت و نوازندگان خوش تکنيکی پيدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسيار فاصله داشتند. در این سالها کوششهاي زيادی از آهنگسازان و تنبک نوازان برای ارتقاء موسيقی تنبک که گويی قلب تپنده گروههای موسيقی شده بود، انجام میشد.

يکی از افرادی که سالها بر روی اعتلای هنر تنبک نوازی تلاش کرد، بهمن رجبی بود که غير از اصلاح تکنيکی اين ساز به زيبايی های استيل و اکول نوازنده نيز بسيار پرداخت. بهمن رجبی مقالات و نوشته های بسياری برای تنبک به رشته تحرير در آورد و همچنين نظرياتش را همراه با انواع موسيقی و سازها به اجرا گذاشت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی
موسیقی دارای سه بعد است :

1. لحن (ملودی)
2. ایقاع (ریتم)
3. ضرب اصل (آکسان)

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. البته بررسی تمام سازهای کوبه ای پوستی ایران به دلیل تنوع فرهنگ موسیقایی در ایران چیزی نیست که در این مختصر بگنجد، لذا بحث خود را معطوف به تنبک و دف – که تنها سازهای کوبه ای پوستی و ملی محسوب می شوند- می کنیم.

تنبک از نظر ساز شناسی جزو طبلهای جام گونه شکل (goblet shaped drums) محسوب می شود که از این خانواده می توان به سازهای مشابه مانند داربوکا darbooka)) در کشورهای عربی و ترکیه وهمچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نام پهلوی دمبلک به پیش از اسلام می رسد و طبق نظر مرحوم دکتر معین دمبک صورت تحویل یافته همین نام است.

تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای بی دریغ و خالصانه استادان ارزشمند این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می یابد که از او می توان با عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد. به هر حال با آنکه این ساز پیشرفت بسیار خوبی داشته است و امروز بصورت وسیعی از آن استفاده می شود، متاسفانه آنطور که باید به آن توجه نمی شود؛ مثلا" چرا تنبک به عنوان ساز تخصصی در رشته کارشناسی موسیقی در نظر گرفته نمی شود؟

دف از نظر سازشناسی جزو طبلهای چنبرگونه (frame drums) به حساب می آید که از این خانواده می توان به سازهای مشابه مانند دایره، رق (req) و بندیر (bendir) اشاره کرد. قدمت دف نیز با نام پهلوی دپ به پیش از اسلام می رسد و دف معرب دپ می باشد. دف که در قدیم برای موسیقی عرفانی در محفلهای انس عارفان نواخته می شد، امروز به صورت گسترده ای در انواع موسیقی های ایرانی بکار می رود؛ بصورتی که طبق نظر استاد محمد رضا درویشی (پژوهشگر برجسته موسیقی نواحی ایران) باید دف را نیز به مانند تنبک سازی ملی در نظر گرفت.

به هر حال وقتی به تنبک با آن درجه از اهمیت آنطور که باید توجه نمی شود، دیگر می توان حدس زد که تکلیف دف و دیگر سازهای کوبه ای پوستی چیست!

بنابر آنچه در بالا گفته شد راه کارهای زیر به منظور دستیابی به روش های علمی بهتر این سازهای کوبه ای پیشنهاد می گردد:

1. رشته ای تخصصی برای کارشناسی موسیقی در نظر گرفته شود که در آن ساز تخصصی دانشجوی مربوط، تنبک یا دف باشد. لازم به تذکر است که در بسیاری از کشورها رشته هایی مانند موسیقی کوبه ای (percussion music) به عنوان رشته ای دانشگاهی تدریس می شود.

2. جشنواره های بین المللی تخصصی برای سازهای کوبه ای پوستی با تاکید بر سازهای ایران برگزار گردد. به عنوان مثال هر سال فستیوالی تخصصی برای سازهای کوبه ای با نام "رنگهای کوبه ای" در اتریش برگزار می گردد.

3. کانون سازهای کوبه ای ایران به عنوان کانونی مستقل در خانه موسیقی تشکیل گردد.

با امید به اینکه موسیقی کوبه ای ایران بصورتی بین المللی در جهان مطرح گردد.


از پیمان ناصح پور
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
Hossein Tehrani
حسین تهرانی
وضعیت اجتماعی تنبک نوازان درگذشته:
در سالیان پیش هنر نواختن تنبک به شکل تکنوازی نگریسته نمیشده است. توضیح آنکه خوانندگان دو گونه بودند، یکی آوازخوانان که بر پایه ردیف موسیقی اصیل خوانندگی میکردند و دیگری تصنیف خوانها که تصنیف ها (ترکیب های ریتمیک موسیقی آوازی) را اجرا میکردند. در ضمن بودند افرادی که سرآمد هر دو (تصنیف و آواز) محسوب میشدند، مثال بارز آن استاد عبدالله دوامی است. همچنین بیشتر تصنیف خوانها ضربگیر (تنبکنواز) نیز به حساب می آمدند که هنوز آنگونه که باید به آنها اهمیت داده نمیشود.

در گذشته تنبک نوازان با داشتن وضعیت اجتماعی نامطلوب عنوان موسیقی دانان سطح پایین را بر خود حمل میکردند. آنها مجبور بودند تا حقارت و اهانت و کم بهایی دیگران را به جان بخرند که متاسفانه هنوز به قوت خود باقی است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
 

هرگاه در ارتباط با موضوع انسانی امّا به غایت جانکاه حفظ و حراست از هنر،"تنها و خسته جان"،"فرهاد وار"،سنگ از دل سخت کوه کندی،کاری کرده ای و الاّ در دنیای "امن و امان فاحشگی هنر"،"هر ننه قمر بی سر و پایی" می تواند با خیال راحت،ریگ از ساحل سلامت بردارد.

بهمن رجبی.تنبک نواز مؤلّف و جامعه شناس هنر.

به عقیده عده زیادی از نویسندگان فعلی هنر،زیبایی شناسی یگانه عاملی است که پل ارتباطی ما بین "هنر-هنرمند[مؤلّف]"و"هنر-مخاطب"است.اماّ در این میان عاملی که پل ارتباطی میان"مخاطب-هنرمند[مؤلّف]"از نظر عده زیادی از جامعه شناسان هنر،جامعه شناسی هنر است.هدف از نگارش این متن بحث تخصّصی جامعه شناسی هنر نیست.زیرا از حوصله بحث خارج است.هدف سیری مجمل در موسیقی ایران و آفتهای آن است.

اصولاً به شهادت تاریخ موسیقی ایران،این موسیقی هیچ گاه مردمی نبوده و همیشه جنبه اشرافی داشته.مروری به تاریخ صد سال اخیر موسیقی ایران مبیّن آن است که به جز چهره هایی معدود مانند عارف قزوینی،علینقی وزیری،بهمن رجبی،حسین علیزاده و گروه چاوش[فقط در سالهای 57-62]دیگران خیلی در بند تفکّر اجتماعی و جایگاه هنر به عنوان یک رسانه نبودند.اصولا در ایران عدهّ کمی (شاملو،نیما،امیر حسین آریان پور،گلسرخی،...)اعتقاد داشتند هنرمند می بایست آینه تمام نمای زمان باشد.یعنی می بایست آثار،افکار و زندگی عملی یک هنرمند به نوعی تقویم زنده روزگار خود باشد.

البته از نظر حقیر در مسائل فوق اجباری وجود نخواهد داشت.اگر هنرمند در مناسبات هنری خود مقیّد به اصول جامعه نباشد،باز هم کار و اندیشه هنری او قابل احترام خواهد بود.اماّ غیر از این شاید برای هنرمند حقّی باقی نماند.

در این خصوص بهمن رجبی به عنوان یک متفکّر در مسائل هنر به طرح یک پرسش جالب می پردازد.

چرا برای یک فاحشه،رفتگر،... مراسم گرامی داشت برگزار نمی شود؟چرا یک بقاّل و غم نان او نباید جدّی تلقّی شود؟و چرا مرگ هزاران شخصیّت و نقش اجتماعی خیلی مهم نیست؟امّا مرگ یک هنرمند جدّی تر و در حّد یک فاجعه تلّقی می شود؟

و بهمن رجبی ادامه می دهد در آناتومی اجتماع هر نقشی لازم و ضروری است.همانگونه که در آناتومی بدن وجود دو عضو قلب و روده بزرگ به یک میزان اهمیّت دارند.و سر انجام رجبی به واپسین نظر خود میرسد که هنر(و اصولا تمام مظاهر تفکّر بشری)در سیر تکامل خود از سه مرحله عبور می کنند.

1-تکنیک

2-اندیشه

3-بینش:که در نهایت اگر متفکری در غایی ترین مرحله حرکت به بینش مناسب رسد به رسالت،تعهّد و شرافت میرسد.

در پایان جمله ای از لوییس بونوئل نقل می کنیم

عذر نان دلیل بر فاحشگی هنر نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
امیر ناصر افتتاح :

سال تولد : 1314

محل تولد : تهران

وی از کودکی به نواختن تنبک علاقه مند بود و هر وقت مکانی دست میداد شروع به نواختن می کرد.

                             


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 

نمیدانم از کجا شروع کنم میخواهم ناروایی ها را به هنر و هنرمند ایرانی به بحث بنشینم. وقتی سخن از ناروائی و بی مهری به هنر و هنرمند ایرانی پیش میاید هرچند آسمانیست که سقفی همه جا گسترده دارد ولی همه جایش به یکرنگ نیست و آنجا که نوبت به موسیقی میرسد نه تنها آبی نیست بلکه سخت تیره و تار است.و این مربوط به امروز و دیروز یا یک دهه ویا دو سده نیست.گاه میاندیشم که موسیقی ما کلمه سنتی را از چه بر ان افزوده اند حال انکه چندان هم سنتی نیست.و به این نتیجه میرسم از بهر ستمی که بر آن رفته است. این ستم سنتی وتاریخی نیز بر همه اهالی موسیقی به یکسان نیوده بلکه به نوازندگان تنبک بیشتر بوده چنانکه در دوران قاجاریه نوازندگان را عمله طرب میخواندند و هنگام اجرا نیز نه تنها از نور و بخار و دخترکان نیمه عریان و صحنه های آراسته لوسانجلسی خبری نبوده بلکه محل اجرا جلوی درب ورودی بوده تازه تنبک نواز باید در کفش کنی مینشسته .ولی در اینجا باید بگویم ستمی که بر تنبک نوازان روا گردیده نیز بر همه آنها به یکسان نبوده و ازبین اهالی موسیقی سر زمین ما به بهمن رجبی این ستم ها ونا روائی ها بیش از همه رفته است


بهمن رجبي ب ۱


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
درباره بهمن رجبى
تكروى
با  استقامت!
ـ بهمن رجبى، متولد ۷ اسفند ۱۳۱۸ - رشت.
ـ نوازنده و مدرس تنبك، سخنران و مؤلف.
ـ خودآموخته و بهره برده غيرمستقيم از مكتب استادان گذشته و بيش از همه اميرناصر افتتاح.
ـ داراى بيش از ۳۵ سال سابقه آموزش، نوازندگى و سخنرانى درباره جنبه هاى مختلف تنبك نوازى و تأليف كتاب ها و مقالاتى دراين زمينه.
ـ از آثار: كتاب هاى «تنبك و نگرشى به ريتم از زواياى مختلف» و «دوجلد كتاب آموزشى براى دوره ابتدايى تا فوق عالى براى تنبك نوازى با استفاده از روش نت نويسى يك خطى و نوارهاى «دونوازى تنبك و تار» (همراه اسدالله حجازى) و گفت و گوى چپ و راست (همراه فربد يداللهى).
268737.jpg
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 

 

        

    برای شناختن تنبک وآشنایی بیشتر با این ساز به ادامه مطالب توجه کنید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/05ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 

بهمن رجبی

 (نوازنده، محقق و سخنور)                                                     

...برای جناب پیمان سلطانی و آن كاری كه در پیش دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/03ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
گزارشي از فعاليت هاي اركستر ملل
سخت جاني يك اركستر

 
 رجبی
 
ابوالحسن مختاباد
اركستر ملل ايران، نمادي از سخت جاني و تلاش پي گير گروهي از موسيقيدان هاي جوان، اما با دانش است كه درنهايت و به رغم تمامي سنگ اندازي ها، توانستند در تالار وحدت به اجراي برنامه بپردازند و گوشه اي از توانايي هاي خود را بروز و ظهور دهند. گزارش زير نگاهي دارد به فعاليت هاي گذشته، حال و آ ينده اين اركستر ۸۰ نفره كه مي خوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/03ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط مرتضی محمدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر 1386
بهمن 1385
آذر 1384
پیوندها
وبلاگ دوست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان